تبليغاتX
. . . فذکّر

نابرده رنج

چند هفته ای ما را با خود کشاند و امشب تمام شد.

و این گونه می توان اثری هنری، ساده و اثر گذار ساخت تا فرهنگ را به رخ کشید و خاطره ساخت و همه مان را به اصل خویش بازگرداند.

یادش بخیر 

خاطره هامان را زنده کرد و خاطره شد.

دستشان درد نکند.

!! نوشته شده توسط کمیل ضرابی | 0:46 | چهارشنبه پنجم مرداد 1390 •

برای آمدنت لحظه شماری می کنم...

برای آمدنت لحظه شماری می کنم، چون گاه آمدنت را می دانم و امیدوار به دیدنت هستم.

برای آمدنت لحظه شماری می کنم تا باز در آغوشت آرام گیرم و از همه رها شوم.

برای آمدنت لحظه شماری می کنم ای دوست لطیفم

ای بهترین ماه خدا

ای رمضان

!! نوشته شده توسط کمیل ضرابی | 23:56 | یکشنبه دوم مرداد 1390 •

بسم الله

سلام بر همه ی دوستان و بزرگواران

امیدوارم سال ۱۳۹۰ برایتان سالی سرشار از موفقیت و پیروزی در راه رضای حضرت حق و در سایه ی امام عصر روحی فداه باشد.

مدتی توفیق ندارم در خدمتتان باشم. دعا کنید موانع به بهترین نحو برداشته شود تا در انجام وظیفه کاستی نشان ندهم.

یا علی مددی

!! نوشته شده توسط کمیل ضرابی | 1:27 | سه شنبه دوم فروردین 1390

کار فرهنگی!!!

تا به حال فکر کرده اید که بیشتر دوستان دور و برتان که دم از ولایت مداری و درد دین و انقلاب می زنند مشغول چه کاری هستند؟!! خودم می گویم:

                                                              کار فرهنگی!

و بعد تا به حال فکر کرده اید که با این همه نیروی فرهنگی یا بهتر بگویم کارگر فرهنگی، وضعیت فرهنگی مان روز به روز بهتر می شود یا بدتر؟!

و بعدتر آیا فکر کرده اید که ممکن است، فقط ممکن است نظام اسلامی غیر از کار فرهنگی نیازمند کار در حوزه های دیگر نیز باشد؟!

آیا فکر کرده اید که اقتصاد ایران در دست چه کسانی است؟ بازار را چه کسانی می گردانند؟ صنعت در انحصار چه گروهی است؟ دانشگاهیان شیفته ی کدام اعتقادند؟ . . . و البته فرهنگ را چه اندیشه ای تبیین می کند؟

باور کنیم در حوزه ی فرهنگ هم موفق نبوده ایم، چرا که اصلا فرهنگ حوزه ای نیست!!!

!! نوشته شده توسط کمیل ضرابی | 14:58 | چهارشنبه چهارم اسفند 1389 •

وای از آن روز که صبرمان به پایان رسد!

بعد از ۲۵ بهمن ماه و اتفاقات بدی که عده ای معلوم الحال رقم زدند ظاهرا باز بنا دارند فردا برای ملت و مملکت هزینه سازی کنند.

نمی دانم تا کی می خواهند ادامه دهند و نمی دانم مردم کشورم چقدر تحمل خواهند کرد این علف های هرز را. اما خودم شخصا دیگر تحملم رو به پایان است و منتظرم تا حضرت آقا امر کنند تا با همین دستهایم این علف های هرز را از زمین ایران ریشه کن کنم تا مانع رشد این درخت پربار نشوند هر چند این درخت آن قدر تنومند هست که رشدش متوقف نشود!

اگر از سرهایمان کوه بسازند و از خون هایمان دریا، هرگز فرزندانمان در کتاب تاریخشان نخواهند خواند که امام خامنه ای را تنها گذاشتیم و نظام اسلامی را به دشمنان واگذار نمودیم...

!! نوشته شده توسط کمیل ضرابی | 23:34 | شنبه سی ام بهمن 1389 •

فردای ما، امروز آن ها

این روزها که ملت ایران ایام پرخاطرات خود را برای سی و دومین بار مرور می نماید مسئله ای توجهم را بیش از پیش به خود جلب کرده است.

مردان جاافتاده ای که سال ها پیش و در اوج جوانی، با اندیشه های ناب و آرمانی که تحت فرماندهی نایب امام عصر قیام نمودند، امروز خود گرفتار همان علل قیام شدند!

آن ها قیام کردند چون خوی اشرافیت را برنمی تافتند...چون ظلم به مستضعفین را محکوم می کردند...چون دربار را خائن به ملت و سرمایه های آن می دانستند... و امروز خود پس از سپری کردن سی و دو سال از عمر و آرمان های قدیم خود و پس از کسب سی و دو سال تجربه ی کشور داری ـ به قیمت اشتباهاتی که ملت ایران هزینه اش را پرداخت نمود ـ دچار همان خوی اشرافیت، ظلم به مستضعفین و خیانت به ملت و سرمایه های آن شده اند؛ با این تفاوت که در آوردن توجیهات شرعی استاد هستند!!!

امروز در حالی که فرمان ولی امر را می شنوند، راه خود می روند و باز می مانند جوانانی که با همان اندیشه های ناب و آرمانی، گوش به امر نائب امام عصر ـ روحی فداهما ـ هستند تا آن کنند که ایشان فرمان می دهد!

امروزشان را ببینیم تا فردا، امروزمان را از یاد نبریم! 


بعد نوشت: 

سلام آقا حسین که فامیلت را نمی دانم. منظور پیامت را نفهمیدم لطف کن و دقیق تر بگو. ضمنا یک نشانی هم از خودت بگذار تا بتوانم ارتباط برقرار کنم. 

!! نوشته شده توسط کمیل ضرابی | 0:1 | یکشنبه هفدهم بهمن 1389 •

دیروز، امروز، فردا

پس از وقفه ای نسبتا طولانی، مجموعه ی "دیروز امروز فردا" دوباره از شبکه ی سوم سیما شروع به پخش نمود؛ البته این بار با ترکیبی متفاوت در دکور و . . . !

نمی دانم چرا و به چه قیمتی مسوولین امر تصمیم به این تغییر گرفتند ولی با هر منطقی که بود نتیجه اش نه تنها اصلا مطلوب نیست که بسیار اسف بار است؛ کاهش مخاطبین به ویژه در میان نخبگان!

اجرای ضعیف، کلیشه ای و دیکته شده ی آقای رنجبران جذابیت سابق این برنامه را از بین برده یا حداقل کم کرده است؛ هر چند در گذشته هم به اندازه ی برنامه ی چالشی " رو به فردا" جذاب نبود!

نمی دانم چرا مسوولین محترم رسانه در این حوزه نه به نظر مخاطب توجهی دارند و نه به وظیفه ی خودشان؟!

البته این موضوع در کشور ما بارها به چشم خورده و این روزها نیز بیشتر شنیده و دیده می شود که با توجیهاتی برخاسته از تحلیل اشتباه یا غرض هایی که نمی خواهم به آن ها بپردازم، در خراب کردن آدم های خوب و روال های خوب هنرمندیم!

ای کاش کمی بیشتر دقت می کردیم و این گونه فرصت ها را نمی سوزاندیم.

!! نوشته شده توسط کمیل ضرابی | 20:5 | جمعه هفدهم دی 1389 •

حكم غیبت با ابزار قلم و رسانه‌های جدید

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در جلسه درس خارج فقه امروز (89/10/7) در ذیل بحثِ موارد استثناء از حكم حرمت غیبت، در پاسخ به سؤالی پیرامون صدق غیبت در مواردی چون ذكر در نوشته، وبلاگ یا ضبط صوت و تصویر و انتقال آن، به نكات مهمی در تبیین احكام آن اشاره فرمودند، كه نظر به اهمیت بحث، این بخش از بیانات معظم‌له در اختیار علاقمندان قرار می‌گیرد:


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط کمیل ضرابی | 18:26 | چهارشنبه هشتم دی 1389 •

یک تصمیم!

همیشه تصمیمات آدم ها در لحظه هاست که مسیر زندگی آن ها را تعیین می کند.

آدمی گاهی اوقات برای گرفتن تصمیم خود معاملات یا محاسباتی می کند که شاید اگر از زاویه ای دیگر نگاه می کرد نتیجه ای غیر از آن چه گرفته بود برایش حاصل می شد.

البته این مهم است که او چه محاسبه ای نموده و با چه کسی معامله کرده است که منجر به این تصمیم شده و شاید همین امر روزی به کمکش بیاید ولی سوال مهم این است که آیا بر فرض محاسبات الهی و معامله ی با خدا برای گرفتن تصمیمی که می داند بهترین تصمیم نیست، خطایی مرتکب شده است یا خیر؟

دوست دارم نظرتان را در باره ی این سوال بدانم.

یا علی مددی 

!! نوشته شده توسط کمیل ضرابی | 19:52 | چهارشنبه یکم دی 1389 •

هنوز عاشورا نرسیده است...!

نمی دانم چه بگویم... انشاالله تاریخ را اشتباه به ما منتقل کرده اند... یقین کسی به آل الله جسارت نکرده است...یقین کسی آل الله را به اسارت نبرده است...یقین کسی آن قدر شقی نیست که امام عصرش را سر ببرد...!

الله اکبر. . . زبانم لال. . . چه می گویم؟! هنوز که عاشورا نرسیده است. . . باید کاری کرد. . . امام تنهاست. . . مگر نمی شنوم صدای هل من ناصر ینصرنی اش را. . . !

گوش هایم! تمنایتان می کنم دقیق شوید. باید به سوی امام بشتابم. کمک کنید راه را اشتباه نروم!!! چه کسی به خود جرات جسارت به آل الله را خواهد داد؟! مگر من مرده ام . . . امام من بی یاور نیست. . . چه کسی جرات تیغ کشیدن به روی او را خواهد داشت؟! من خود سپر مولایم خواهم شد . . .

آقا جان! شما بیا . . . نمی گذارم پسران بی پدر در مقابلت قد علم کنند چه رسد یه این که تیغ کشند. . .!

 آقا جان! من پیرو آن هفتاد و دو قمری هستم که گرد شمس حسین علیه السلام می گشتند و لا غیر!

آقا جان! روی ما حساب کن...!

!! نوشته شده توسط کمیل ضرابی | 17:34 | سه شنبه بیست و سوم آذر 1389 •

RSS